خودروهای برقی لزوما برای همه افراد مناسب نیستند. این خودروها میتوانند برای آپارتماننشینهایی که به ایستگاههای شارژ خانگی دسترسی ندارند، رانندگانی که در مسیرهای روستایی خاص تردد میکنند، و کسانی که دائما بارهای سنگین را در مسافتهای طولانی جابهجا میکنند، انتخابی کاملا اشتباه باشند. با این حال، دونالد ترامپ در سخنرانی روز چهارشنبه خود در لاسوگاس، چالش آشنای «اضطراب مسافت» یا نگرانی از تمام شدن شارژ را دستمایه قرار داد و آن را به یک «بیماری» تشبیه کرد.
ترامپ در استراحتگاه رد راک مدعی شد که قانون اجباری شدن خودروهای برقی را لغو کرده است. او ادعا کرد که سیاستهای دولت پیشین، همه مردم را مجبور میکرد «در مدت زمان بسیار کوتاهی» به رانندگی با خودروهای برقی روی بیاورند. او در اظهارنظری عجیب گفت که رانندگان این خودروها حتی وقتی باتری ماشینشان سهچهارم شارژ دارد، نگران پیدا کردن ایستگاه شارژ میشوند و آنها را «دیوانه» خواند. ترامپ این کلمات را کاملا جدی و با صدای بلند بیان کرد.
واقعیتی در پس لفاظیهای ترامپ
البته در پشت این نمایشهای اغراقآمیز، یک دغدغه واقعی نهفته است. زیرساختهای شارژ عمومی، بهویژه در خارج از کلانشهرها و در بخشهایی از شبکه گسترده بزرگراههای روستایی آمریکا، همچنان نیازمند توسعه و بهبود است. تجربه مالکیت خودروی برقی برای کسی که نمیتواند ماشینش را در خانه شارژ کند، با کسی که هر شب آن را به برق میزند بسیار متفاوت است؛ همچنین سفرهای طولانی با این خودروها، نسبت به پر کردن باک بنزین در پمپبنزین، به برنامهریزی بسیار دقیقتری نیاز دارد.
با این وجود، «بیماری» خواندن این موضوع کاملا بیمعنی است. رانندهای که میبیند ایستگاه شارژ بعدی مایلها از مسیرش دور است، منطقا این مسئله را در برنامهریزی سفر خود لحاظ میکند؛ اما داشتن سهچهارم باتری در یک خودروی برقی مدرن، معمولا جای هیچگونه ترسی ندارد. برای بیشتر افرادی که امکان شارژ در خانه را دارند، این موضوع به ندرت در دغدغههای روزمرهشان جایی پیدا میکند.
وضعیت ایستگاههای شارژ و سهم بازار
ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «هیچ راهی» برای شارژ خودروهای برقی وجود نداشته نیز با واقعیت همخوانی ندارد. پایگاه داده وزارت انرژی آمریکا نشان میدهد که اکنون بیش از ۲۵۰ هزار درگاه شارژ عمومی در سراسر کشور فعال است. اگرچه این شبکه هنوز کامل، صددرصد قابلاعتماد یا دارای توزیع یکنواخت نیست، اما فاصلهی زیادی با «هیچ» دارد.
ترامپ همچنین مدعی شد که خودروهای برقی ۷ درصد از فروش خودروهای آمریکا را تشکیل میدهند. بر اساس جدیدترین برآوردهای مؤسسه Kelley Blue Book، این رقم در سهماهه دوم ۵.۸ درصد بوده است؛ بنابراین کلیت حرف او تا حدودی به واقعیت نزدیک است. تقاضا برای خودروهای برقی پس از دوران اوج خود در سال ۲۰۲۵، با افت شدیدی مواجه شده است. این یک اصلاح واقعی در بازار است که خودروسازان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. اما نباید فراموش کرد که این افت، تا حدی پیامد اقدام خود ترامپ در لغو اعتبار مالیاتی ۷۵۰۰ دلاری برای خریداران خودروهای برقی است.
آیا واقعا اجباری در کار بود؟
موضوع دیگری که کاملا نادرست است، این ایده است که آمریکاییها با یک دستور فدرال مجبور شده بودند تا سال ۲۰۳۰ یک خودروی برقی بخرند. سیاستهای دولت بایدن صرفا یک هدفگذاری ۵۰ درصدی برای فروش خودروهای جدید بدون آلایندگی تعیین کرده بود. در کنار آن، قوانین سختگیرانهتر مربوط به آلایندگی و مصرف سوخت، خودروسازان را برای تولید بیشتر این محصولات تحت فشار قرار میداد.
فرمان اجرایی خود ترامپ در سال ۲۰۲۵، دقیقا همین سیاستها، یارانهها و معافیتهای ایالتیِ کالیفرنیا را لغو کرد، نه قانونی را که بخواهد یک شهروند عادی را مجبور کند تا وانت فورد F-150 خود را با یک تسلا مدل Y معاوضه کند.
خودروهای برقی راهحل همهچیز نیستند و برای همه کاربرد ندارند؛ اما وانمود کردن اینکه خریداران این خودروها «بیمار» هستند نیز، رویکرد درستی نیست.

نظر شما چیست؟